آهنگ تلخی مدام
هادی فلاحTalkhiye Modam Hadi Fallah
ای تلخیه مدام
کدام کام کدام
مرا رها کند
از این غم جان سوز
دوباره سرفه شوی
به قلب من که رسی
داغ خواهد کرد
غمت مرا هر روز
نشستهای به کنار
رو دیدهای که قرار
ندارمو بی گدار
به آب نمیزنی
برای تشنگیم
تمام خستگیم
شبیه بچگیم
به خواب نمیزنی
شبی که تو رفتی
غبار اندوهی
هزار ساله نشست
ارام بر دوشم
کنار خنده ی تو
دل تپنده ی تو
هنوز جا مانده
تمام آغوشم
از رو ی شاخه ی من
پریدی و پرواز
چقدر با چشمانت
غریبگی می کرد
نگفته ای با خود
یکی در این خانه
به عشق تو یک عمر
داشت زندگی می کرد
نظرات کاربران